روز دوم نگاهی گرا به او انداختم
روز سوم سرم را بالا گرفتم وبه چشمانش نگریستم
روز چهارم نگاهم را جواب داد
روز پنجم به پذیرایی چشمانم امد
روزششم با چشمانش عهد بستم
روزهفتم چشمانم لبریز اشک عشق بود
روز هشتم با چشمانش عهدش را شکست
روز نهم اشک مهمان چشمانم شد
روز دهم دیگر نگاهم نکرد
و ۱سال گذشت و هنوز چشمانم منتظرنگاهش است
و اخر بعد از یکسا ل برای همیشه چشمانم را بستم تا هرگز نگاه کسی به نگاهم پیوند نخورد
وحال نابینام![]()
![]()
کاش هرگز نگاهش نمیکردم![]()